جمعه دهم اسفند 1386
او آنقدرها هم که می گفتند بد نبود
فقط همه چیز را سوراخ می دید
من سوراخ ...
عشق سوراخ ...
دنیا سوراخ ...
ولی منکه سوراخ نبودم !
بودم ؟
نبودم
بودم ؟
فشنگ ... گلوله ...شقیقه ام ...
سوراخ ... سوراخ
او آنقدرها هم که می گفتند بد نبود بود ؟
نوشته شده توسط مریم در ساعت 0:8 | لینک