یکشنبه سیزدهم آبان 1386
آتش بزن سیگارهایت را در گلویم
زنده می مانم...
تف کن مردانگیت را توی صورتم
از نجاست پس نمی زنم...
من هر شب ۳ بار خودم را آب می کشم
با .......
کر نیست اما کفایت می کند
هیچ رکعت نماز صبح را
کفایت می کند
هیچ را...
نماز را...
صبح را...
اصلا بیا ما هم کفایت کنیم
من تو را کفایت می کنم
تو من را کفایت کن
من کفایت تو را می کنم
تو کفایت من را بکن
خوب کفایت کردنی است
همیشه ی خدا کفایت کردنی بوده ...
ربطی هم به نامرد بودن تو
یا باکره بودن من ندارد
می بینی رفیق ؟
من حالم خوب است
فقط کمی فاحشه شده ام
کمی پرده ... پرده ...
پرده ها را بکش
وقتی آتش می زنی سیگارت را در گلویم
....
نوشته شده توسط مریم در ساعت 11:35 | لینک
