دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386
شب پرسه
خیابان ها راه افتاده اند پای پیاده
آمده اند روی تختخواب من خوابیده اند
که مبادا بی خوابی به سرم بزند
و راه بیفتم پای پیاده بیایم
به خیابان شما
:
به خانه شما
:
به اطاق شما
من از شب پرسه هایم می ترسم
خیابان ها شب ها امن نیستند
دخترهای خوب شب ها در خیابان نیستند
من
نمی خواهم
دختر
خوبی
باشم
من دیگر هیچ چیزی نمی خواهم
من دیگر تو را هم ...
من فقط می خواهم بخوابم
خیابان ها شب ها امن نیستند!
نوشته شده توسط مریم در ساعت 19:30 | لینک