تبليغاتX
یه دختر ناز نازی


یه دختر ناز نازی

گر افسرده ای آمد به وبلاگ،درون ××× شاد و شنگول شود چون رود از این وبلاگ به برون

سلااااااااااااااااااام به همگی

چه طورید؟چی کار میکنید با تابستون؟

لابد میرید پارک تاب تاب عباسی بازی میکنین

                 یا

از صبح تا شب گرفتین خوابیدین                 

                    یا

با رفقاتون رفتین عشق و حال کنین            

 

آخه قهر بده آشتی خوبه لی لای لای لی لای لای          

 

 

واااااااااااااااااااااای چه عشقولانه                     

 

این هم تقدیم به همه شما  Smiley        Smiley          

 

کیلیلیللیلیلیللیلیللیلیللی                                                     

 

این هم واسه دخترااااااااااااااا هه هه هه هه هه هه

                                  

 

                            

 

                  

راستی آب و هوا تو شهرتون چه طوره؟اینجا که ما هلاک شدیم از گرما

desertsmile.gif                            

خود خورشید هم گرمش شده!!!!!!!!!!!

0013.gif       0014.gif        0015.gif     0016.gif      0017.gif       0018.gif        0019.gif    0020.gif     0021.gif   0025.gif     0026.gif

ای کاش یه بارون تگری میومد                   شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

 

هوس کردم برم تو ادامه مطلب ولی الان نمیرم.هه هه هه هه فعلا بااااااااااای تااااااااا هااااااااااای ولی نظر یادتو نره

 

آپیده شده درپنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 12:50 توسط نازی|

 

       

 

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام به همگی رفقای گلم.واقعاااااااااااااااااااااااااااااا؟!

چه طوره حال و احوالتون؟

براهه اینترنتتون؟

پر پوله حساب بانکیتون؟

یارانه میرسه به دستتون؟!!

خندونه لبای سرختون؟

تاپ تاپ میکنه قلب مهربونتون؟

خلاصه همه جوره حالت خوب و خوش باشه.این مدت حسااااااااااااابی قاطی کرده بودم.نمونش هم توی وب بود(جملات ناراحت و...) به خودم گفتم این وبلاگ جاییه واسه خوشی پس دلیل نداره که ناراحتیم رو توی وب بنویسم.

به همین منظور پس از شور کردن با خودم و جناب خودم تصمیم به عمل آوردم که زین پس غم و اندوه را وللش و به فاز شنگولی و شادمانی متمایل شده و گرایش پیدا کنم!!!!!!!!!!!!!(هه هه هه چه ادبی شد)

واسه شروع هم قالب وبم رو عوض کردم.چه طوره؟؟؟

فعلا باید برم.تو آپای بعدی با دست پر میام سراغتون.ولی شما هم بی مرامی نکنین و نظر یادتون نره

          

آپیده شده درچهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 13:4 توسط نازی|
 

مارا يک دل از خوبان جدا نيست .. ولی صد حيف خوبان را وفا نيست .... به دوستان دل سپردن کار سهل است ... زدوستان دل بريدن کار ما نيست


دلم را هيچکس باور نداشت / هيچکس کاری به کار من نداشت بنويسيد بعد مرگم روی سنگ / با خطوطی نرم و زيبا و قشنگ او که خوابيده است در اين گور / بودنش را هيچکس باور نکرد


mano mibu30? age nabu30 kheili loo30! mer30! azizam nagi be ka30! kheili nafa30! az harki bepor30 be in mozoo mire30 ke to vasam hame ka30


salam,khoobi?baba kojaee?nissti?tu pisti?tooristi?khodaye nakarde mariz ke nisti?rasti ba inke be yade ma nisti vali avale listi ,yani 20e 20iiiiiii......


Never KISS A policwomam ..she say stop!?! Hands up!.never kiss a Dr,she say: Next please ! so always kiss a teacher ...she will say repeat againe!!

 


اشک ها اسکی سوارانی ماهرند که از زیر

چشمها شروع به حرکت می کنند و از

گونه ها با مهارت می پرند و در کنار لب ها

از خط پایان می گذرند....



یکم گوشیتو بیار بالاتر ؛ یکم پایین حالا سمت چپ،خوبه؛حالا صورتت رو ریلکس کن آروم زل بزن تو گوشیت ، خوب فقط میخواستم بگم دیونه ی همین نگاتم دیونه!


دوست های واقعی مثل صبح میمونن نمیشه تموم روز داشتشون ولی مطمئنی

که فردا،هفته ی بعد،ماه بعد،سال بعد..... تا ابد هستند.


وقتی داری فکر میکنی که من دارم فکر میکنم که تو داری فکر میکنی که من به چی فکر میکنم دلم میخواد که فکر کنی که من به تو فکر میکنم ؛ نفس


زندگی ؛ جیره ی مختصریت ،

مثل یک فنجان چای ، و کنارش عشق است

مثل یک حبه ی قند ؛ زندگی را با عشق نوش جان باید کرد


به خاطر يافتن مقصر زندگي ات را تلخ نکن

بگذار آنچه در پايان يک عشق باقي ميماند ،

خاطرات خوشي باشد .... از لحظه هايي که

ديگر براي هيچ کدامتان تکرار نمي شود


به ستاره ها که در حرکتند،به خورشيد که از

آتش است حتي در راستي حقيقت نيز ترديد

کن اما به دوستي من هرگز


خنده میبینی ولی از گریه ی دل غافلی خانه ی ما از درون ابر است

 و بیرون آفتاب...


زچشمت چشم آن دارم، که از چشمت نیندازد

به چشمانت قسم،که چشمانم به چشمان تو مینازد


نگاهم مثل یک مرغ مهاجر

به دنبال حضورت کوچ میکرد

به غیر از انتظارت قلب من را

کسی اینگونه بی طاقت نمی کرد


مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت

خرابم میکند هر دم فریب چشم جادویت

منو باد صبا،مسکین،دو سرگردان بی حاصل

من از افسون چشم مست و او از بوی گیسویت


نگاهی كردی و از خود نگرانم كردی

نگران ،پيش نگاه دگرانم كردی

من نظر باز نبودم،تو به يك چشم زدن

در چراگاه نظر،چشم چرانم كردی


بزرگترین افسوس آدمی این است که حس می کند می خواهد اما نمی تواند، و به یاد می آورد زمانی را که می توانست اما نمی خواست


نه سرو و نه باغ و نه چمن می خواهم

نه لاله نه گل نه نسترن می خواهم

خواهم ز خدای خویش کنجی خلوت

من باشم و آن کسی که من می خواهم


یه قطره اشک به خاطرت توی دریا می اندازم وتا نتونستی پیداش کنی دوستت دارم


فردا و دیروز با هم دست به یکی کردن ، دیروز با خاطراتش مرا فریب داد

فردا با وعده هایش مرا خواب کرد ، وقتی چشم گشودم امروز گذشته بود...


شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟


گفت ای عاشق بيچاره فراموش شوی...


سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد


گفت طولی نکشد نيز تو خاموش شوی


بايد خريدارم شوی تا من خريدارت شوم

با جون و دل يارم شوی تا عاشق زارت شوم


من نيستم چون ديگران بازيگر بازيگران


اول به دام آرم تو را وانگه گرفتارت شوم


وقتی از كسی كينه‌ای به دل ميگيری در واقع دشمن را به قلب

 خود راه داده و برای او جايی تعيين كرده‌ای. سعی كن خانه دلت را

 تنها از دوستان پركنی و هرگز گوشه‌ای از آن را در اختيار دشمنان 

نگذاری


ترسم آخر در کنارم خسته وآزرده گردی با همه خوبی و پاکی در

 خزان پژمرده گردی ميروم تا نشنوم آواز باران دو چشمت ميروم

چون می هراسم شعله ايی افسرده گردی ای که در خوبی و پاکی

چلچراغ آسمانی قلب سردم را چه بی حاصل به سويت ميکشانی

قصه تلخ مرا کاش از نگاهم خوانده بودی من گنهکارم تو خوب و

مهربانی


ای دو چشمت سبزه زاران گريه ات اشک بهاران ميروم غمگين و

نالان اشک غم ديگر نيافشان ای سراپا مهربانی ای نگاهت آسمانی

در دل نامهربانم شوق ماندن می نشانی عاشق و چشم انتظاری

پاک و روشن چون بهاری هرچه گفتم باورت شد حيف از احساسی

که داری چشمه ايی خشک و سياهم خسته ايی گم کرده راهم

بگذر از من چونکه ديگر زشت و سرتاپا گناهم


اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم، اگر مهر بودی در پرتو ات

خود را گرم می کردم، اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت

 می سپردم، اگر خدا بودی به تو ايمان می آوردم تا بدانی دوستت

دارم، اگر هيچ بودی از تو ابر سپيدی می ساختم، از تو خورشيد با

شکوهی بوجود می آوردم، تو را نسيم ملايمی می کردم از تو

خدايی بزرگ می ساختم، تا بدانی که فقط تو را دوستت دارم....

 


عشق يعنی خاطرات بی غبار دفتری از شعر و از عطر بهار عشق

يعنی يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز عشق يعنی

چشم خيس مست او زير باران دست تو در دست او


چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگی های اين روز ها را با كسی

تقسيم می كردم ، و يا كسی بود برای گوش دادن و درد دل كردن ،

بماند كه آنقدر فاصله زياد شده كه هرچه فرياد می زنم گويا صدايم

را نه تو می شنوی و نه هيچ كس ديگر


چشمانت را برای زندگی میخواهم اسمت را برای دلخوشی می

خوانم دلت را برای عاشقی می خواهم صدايت را برای شادابی

میشنوم دستت را برای نوازش و پايت را برای همراهی می خواهم

عطرت را برای مستی می بويم خيالت را برای پرواز مي خواهم و

خودت را نيز برای پرستش



حقيقت انسان به آن چه اظهار ميکند نيست بلکه حقيقت او نهفته در

آن چيزی است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستی او

را بشناسی نه به گفته هايش بلکه به ناگفته هايش گوش فرا بسپار


يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم

است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت

معنی کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است



شب برای چيدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدی پر از بوسه می آيم و آن

را قبل از چيدن روی گونه هايت ميکارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم


نظر یادتون نره. بای تا های!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آپیده شده دردوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 12:6 توسط نازی|
 

نمیخوام قلب تو باشم که با هر حادثه بشکنم میخوام روح تو باشم که تنها لحظه ی مرگ از تو جدا شم..."


وقتی کسی به تو گفت که از ته دل دوستت دارم، مواظب باش. چون هنوز جايی در بالای دلش برای ديگران هست


dear cute...Love is the best medicine, and there is more than enough to go around once you open your heart.pl. open your heart 4 me with love


قصه از کجا شروع شد.... از چت و ميل شبونه.... از پی ام دادن تو روم و.....يه سلام عاشقونه

آن شدم به مهربونی....تا بگم با تو می چتم....تا بگم بمونی آنلاين....ای فرند ليست قشنگم

بازم آف عاشقونه....ايميل های بی نشونه....اين ياهو کاشکی ....همين جوری بمونه


نه آن ليلا ترين مجنون نه شيرينم نه فرهادم

فقط مثله تو غمگينم فقط مثله تو دلتنگم

اگر آبي تر از آبم اگر همزاد مهتابم

بدون تو چه بيرنگم بدون تو چه بي تابم


گفت دلش برام تنگ شده ميخواستم

اشكاشو پاك كنم ولي نمي تونستم

فقط نگاهش كردم اون رفت

ولي سنگ قبرم خيس خيس بود


مرگ از زندگی پرسيد : چيست که باعث می شود تو شيرين و من تلخ جلوه کنم ؟؟؟؟؟ زندگی لبخندی زد و گفت دروغی که در من نهفته است و حقيقتی که در تو


كوچك كه بوديم چه دلهای بزرگی داشتيم ...اكنون كه بزرگيم چه دلتنگيم ...كاش همان كودكی بوديم كه حرفهايش را ...میتوان از نگاهش خواند ...اما اكنون اگر فرياد هم بزنيم كسی نمی فهمد ...و دل خوش كرده ايم كه سكوت كرده ايم


وقتی هستی نيستم , وقتی نيستی هستم , وقتی هستم نيستی, وقتی نيستم هستی ای همه ی نيست شده ی هستی من, هستی من نيست میشود وقتی تو نيستی

آپیده شده دریکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 15:55 توسط نازی|

 

آرزوم بی تو محاله لحظه هام بی تو سواله

بی تو مقصد خيلی دوره راه عشقم بی عبوره

من نمی خوام تو خيالم بگمت عاشقت هستم

دوست دارم که راستی راستی حس کنم تو رو تو دستم


غربت ديرينه ام را با تو قسمت میكنم

تا ابد با درد و رنج خويش خلوت میكنم

رفتی و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد

من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم


همیشه بودی و هستی انتخاب اخرینم!

من میخوام با تو به فردا برسم تو بهار به شب یلدا برسم!

گل یکدونه ی گلدون بلور زندگی
چی دارم برات به جز یه عالمه شرمندگی!

اینو میدونن تودنیا همه
هرچی از تو بنویسم کمه


سه چيز در زندگی هيچگاه باز نمی گردند: زمان، كلمات و موقعيت ها. سه چيز در زندگی هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت. سه چيز در زندگی هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس . سه چيز در زندگی از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان


خسته بود، اهل زمین نبود نمازش شكسته بود، بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود، تنها از این نظر كه سراپا شكسته بود، بر سنگ قبر من بنویسید این درخت، عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود، بر سنگ قبر من بنویسید در زندگی، پشت دری كه باز نمی شد نشسته بود ........


به روی گونه تابيدی و رفتی مرا با عشق سنجيدی و رفتی تمام هستی ام نيلوفری بود تو هستی مرا چيدی و رفتی كنار اتظارت تا سحر گاه شبی همپای پيچك ها نشستم تو از راه آمدی با ناز و آن وقت تمنای مرا ديدی و رفتی شبی از عشق تو با پونه گفتم دل او هم برای قصه ام سوخت غم انگيزست توشيداييم را به چشم خويش فهميدی و رفتی چه بايد كرد اين هم سرنوشتی ست ولی دل رابه چشمت هديه كردم سر راهت كه میرفتی تو آن را به يك پروانه بخشيدی و رفتی


ماكه می ترسيم از هجرت دوست كاش می دانستيم روزگاری كه به هم نزديكيم چه بهايی دارد كاش می دانستيم كه سفر يعنی چه و چرا مرغ مهاجر وقت پرواز به خود میلرزد


تو مثل راز پاييزی و من رنگ زمستانم چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نمیدانم تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زيبايی و من در پيش چشمان تو مشتی خاك گلدانم تو دريای ترينی آبی و آرام و بی پايان و من موج گرفتاری اسير دست طوفانم تو مثل آسمانی مهربان و آبی و شفاف و من در آرزوی قطره های پاك بارانم نمیدانم چه بايد كرد با اين روح آشفته به فريادم برس ای عشق من امشب پريشانم


من سبز میشوم حتی اگرتو مانع روييدنم شوی / من غنچه میدهم حتی به زخم تبر عادتم دهی / اما به حرمت عشق تو گل نميدهم/ چون واقفم كه تو زيبا ترين گلی


عشق محکومی است که محاکمه نمیشود....ديوانه ايست که معالجه نمیشود....بيگانه ايست که شناخته نمیشود....سکوتی است که شکسته نمیشود....وفريادی ايست که آرام نمیشود


دوستی تکرار دوستت دارم نيست، دوستی فهميدن ناگفتنی های کسی است که دوستش میداری


نكنه يادت رفته باشه يه روز و روزگاری بود واسه شبای بی كسی عاشق بی قراری بود نكنه وقتی نبودم دل به كسی باخته باشی دلی كه بهت هديه دادم نكنه دور انداخته باشی باران كه می بارد تمام شهر پر از فرياد من است كه میگويم:: من تنها نيستم...تنها منتظرم...تنـــــها...


بر آور،ای مطرب بخوان شعری بزن چنگي

غم ما را ببر از دل ، به آوازی ،‌به آهنگی

بگو افسانه يی شيرين ، زليلايی ، زمجنونی

كه در مردم نمی بينم به جز افسانه ی جنگی

ز بيم آتش دشمن ، شب خاموش ما بنگر

كه ديگر در دل باغی نمی خواند شباهنگی


برو ای يار که ترک تو ستمگر کردم

حيف از آن عمر که در پای تو من سر کردم

عهد و پيمان تو با ما و وفا با دگران

ساده دل من که قسم های تو باور کردم

به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود

زان همه ناله که من پيش تو کافر کردم….


بگيد بباره بارون .دلم هواشو كرده .بگين تموم شدم من .بگين كه برنگرده .بهش بگين شكستم .بهش بگين بريدم. نه اون به من رسيدو نه من به اون رسيدم . برهنه زير بارون. خراب و درب داغون. از ادما فراری .از عاشقا گريزون. بذار كسی نبينه غرور گريه هامو. بذار كسی نفهمه غم تو خنده هامو . يه داغ سخت سختم. يه باغ بی درختم . نفرين به روزگارم. سياهه روزبختم تنم داره ميلرزه . تو اين هوای هرزه گاهی نداشتن دل به داشتنش می ارزه


Love the heart that hurts you, but never hurt the heart that loves you. Plesae don't hurt my heart


اگه با ديدن من غم تو دلت جون ميگيره ميميرم كه تا ابد قلب تو آروم بگيره


شتاب مكن كه ابر بر خانه ات ببارد و عشق در تكه ای نان گم شود هرگز نتوان آدمی را به خانه آورد آدمی در سقوط كلمات سقوط میكند و هنگام كه از زمين برخيزد كلمات نارس را به عابران تعارف میكند آدمی را توانايی عشق نيست در عشق میشكند و میميرد


فاصله ها بهانه ايست برای دلتنگی که من اين دلتنگی را نمیخواهم دلتنگی من از کارهای بدم نيست دلتنگی من از اين سختی دنياست


اگر گاهی ندانسته به احساس تو خنديدم...... و يا از روی خودخواهی فقط خود را پسنديدم .......اگر از دست من در خلوت خود گريه ايی کردی ...........اگر بد کردم و هرگز به روی خود نياوردی ...........اگر زخمی چشيدی گاهگاهی از زبان من .........اگر رنجيده خاطر گشتی از لحن بيان من ........مرا ببخش ……


سعی کن مثل خورشيد زياد نور ندی چون همه از نورت استفاده میکنن ولی اصلا نگات نمیکنن؛ سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن


خدا حافظ ! همين حالا

همين حالا كه من تنهام

خدا حافظ به شرطی كه

بفهمی تر شده چشمام


چقدر خوبه آدم يكی را دوست داشته باشه نه خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگری را نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روی اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره


اشک ها اسکی سوارانی ماهرند که از زیر

چشمها شروع به حرکت می کنند و از

گونه ها با مهارت می پرند و در کنار لب ها

از خط پایان می گذرند....


به خاطر يافتن مقصر زندگی ات را تلخ نکن

بگذار آنچه در پايان يک عشق باقی ميماند ،

خاطرات خوشی باشد .... از لحظه هايی که

ديگر برای هيچ کدامتان تکرار نمی شود


شب برای چيدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدی پر از بوسه می آيم و آن را قبل از چيدن روی گونه هايت ميکارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم


يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معنی کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است


ترسم آخر در کنارم خسته وآزرده گردی با همه خوبی و پاکی در خزان پژمرده گردی ميروم تا نشنوم آواز باران دو چشمت ميروم چون می هراسم شعله ايی افسرده گردی ای که در خوبی و پاکی چلچراغ آسمانی قلب سردم را چه بی حاصل به سويت ميکشانی قصه تلخ مرا کاش از نگاهم خوانده بودی من گنهکارم تو خوب و مهربانی


ای دو چشمت سبزه زاران گريه ات اشک بهاران ميروم غمگين و نالان اشک غم ديگر نيافشان ای سراپا مهربانی ای نگاهت آسمانی در دل نامهربانم شوق ماندن می نشانی عاشق و چشم انتظاری پاک و روشن چون بهاری هرچه گفتم باورت شد حيف از احساسی که داری چشمه ايی خشک و سياهم خسته ايی گم کرده راهم بگذر از من چونکه ديگر زشت و سرتاپا گناهم


اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم، اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم، اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم، اگر خدا بودی به تو ايمان می آوردم تا بدانی دوستت دارم، اگر هيچ بودی از تو ابر سپيدی می ساختم، از تو خورشيد با شکوهی بوجود می آوردم، تو را نسيم ملايمی می کردم از تو خدايی بزرگ می ساختم، تا بدانی که فقط تو را دوستت دارم....

 

ادامه دارد...

آپیده شده درشنبه یازدهم تیر 1390ساعت 15:22 توسط نازی|

ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم

از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم

من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون

چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون

به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم

هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم

تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم

كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش

بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک

بال فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک

عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک

فقط مي خوان بهت بگن :.

.

.

.

تولدت مبارک



بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک

ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک

تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز

از آسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا

يه کيک خيلي خوش طعم ،با دو تا شمع روشن

يکي به نيت تو يکي از طرف من

الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم

به خاطر و جودت به افتخار بودنت

تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي

با يه گريه‌ي ساده به دنيا بله گفتي

ببين تو آسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن

همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس

واسه تولد تو بايد دنيا رو آورد

ستاره رو سرت ريخت تو رو تا آسمون برد

اينا يه يادگاري توي خاطره هاته

ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد

تولدت عزيزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ،پر از آينه و شمعدون

الهي که هميشه واسه تبريک امروز

بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون


تولدت مبارک خوش اومدی سپيده

اگر چه از راه دور هیچ فایده نداره

برای سال بعدم از حالا بی امونم

هر چی تولد داری میخوام پیشت بمونم

میان و تبریک میگن تموم سیاره ها

امروز چراغونیه تو همه ی قصه ها

دریا به احترامت امروزو طوفانی نیست

مسافرا زود میان جاده ها طولانی نیست

خدا تو این روز خوب تورو به ما هدیه داد

همه مثل هم بودن یه فرشته فرستاد

اولین روز اومدی تابیدی جای خورشید

خدا گناهامونو به خاطر تو بخشید

یه سبد عشق اوردی از آسمونای دور

چه اسمی روت گذاشتن پر از شکوه و غرور

روز تولد تو کسی شکار نمیره

هیچ ماهیگیری حتی یه ماهی نمیگیره

همه قراره امروز مثل تو مهربون شن

باغا میخوان گل بدن برگا میخوان جوون شن

بادکنکای رنگی شمع و گل و فشفشه

الهی زنده باشی تا آخرو همیشه

می شینم و می شمرم بازم ستاره ها رو

به جون این تولد قسم میدم خدا رو

که سال دیگم امروز نشسته باشی پیشم

تولدت مبارک دوستت دارم عزيزم

تولدت پر از گل پر از شمع های روشن

کاش که تو این روز پاک یه کم باشی یاد من


برای روز میلاد تن خود

من آشفته رو تنها نذاری

برای دیدن باغ نگاهت

میون پیکر شب ها نذاری

همه تنهایی ها با من رفیقن

منو در حسرت عشقت نذاری

برای روز میلاد تن خود

منو دور از دل و دیدت نذاری

دلم دلتنگه و مهر تو می خواد

دلم رو در پی غم ها نذاری

میام تنها توی قلبت می شینم

منو قلبت رو جایی جا نذاری

عزیزم جشن میلادت مبارک

منو اون سوی جشن دل نذاری


امروز فقط روز توست،میخوام دنیا بدونه

برای جشن زیبات،می خونم عاشقونه

تو اومدی به دنیا،تو قلب من نشستی

خوش آمدی عزیزم که عشق من تو هستی

منم تا دنیا دنیاست،قدر تو رو می دونم

امروز تولد توست،از ته دل می خونم

تولدت مبارک،مبارک و مبارک


امشب شب ما غرق گل و شادی و شوره

از جشن ستاره آسمون یه پارچه نوره

امشب خونه مون پر از طنین دلنوازه

تو کوچه پر از نوای دلنشین سازه

عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه

زندگیم با بودنت درست مثل بهشته

تو خونه سبد سبد گل های سرخ و میخک

عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

جشن تو جشن تولد تموم خوبی هاست

جشن تو شروع زیبای تموم شادی هاست

جشن تو طلوع یک روز مقدسه برام

وقت شکر گزاریه به سوی درگاه خداست

عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه

زندگیم با بودنت درست مثل بهشته

تو خونه سبد سبد گل های سرخ و میخک

عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

امشب تو ببین چه شور و حالی و صفایی

راستی که گل سرسبد محفل مایی

امشب رو لبا گل های خنده واسه ی توست

آرزوی ما بخت بلند در طالع توست

عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه

زندگیم با بودنت درست مثل بهشته

تو خونه سبد سبد گل های سرخ و میخک

عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

جشن تو جشن تولد تموم خوبی هاست

جشن تو شروع زیبای تموم شادی هاست

جشن تو طلوع یک روز مقدسه برام

وقت شکر گزاریه به سوی درگاه خداست

عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه

زندگیم با بودنت درست مثل بهشته

تو خونه سبد سبد گل های سرخ و میخک

عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک


روز تولدت باز مثل پارسال

بیقرارم بیقراری مثه هر سال

هزارون گل سرخ هدیه به تو یار

آسمون ستاره بارون شده ای وای!

تو این شبای سرد و پر گلایه

دلم میخواد بشه ابر بهاره

بباره تا سحر مثال اشکات

تا بگه تنها نذارم دیگه ای یار

تو این دقیقه ها و لحظه ها همه میدونن

برای تو گل عشق و میارن

به تو میگن شدی عروس گلها

تولد مبارک گل زیبا

________________________


روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو

کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو

درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم

بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم

از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون

چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون

به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم

هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم

تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم

کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش

بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک

با ل فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک

عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک

فقط می خوان بهت بگن :.
تولدت مبارک

آپیده شده درشنبه یازدهم تیر 1390ساعت 14:59 توسط نازی|

 

ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم

از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم

من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون

چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون

به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم

هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم

تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم

كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش

بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک

بال فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک

عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک

فقط مي خوان بهت بگن :.

.

.

.

تولدت مبارک





-------------------------





بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک

ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک

تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز

از آسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا

يه کيک خيلي خوش طعم ،با دو تا شمع روشن

يکي به نيت تو يکي از طرف من

الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم

به خاطر و جودت به افتخار بودنت

تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي

با يه گريه‌ي ساده به دنيا بله گفتي

ببين تو آسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن

همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس

واسه تولد تو بايد دنيا رو آورد

ستاره رو سرت ريخت تو رو تا آسمون برد

اينا يه يادگاري توي خاطره هاته

ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد

تولدت عزيزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ،پر از آينه و شمعدون

الهي که هميشه واسه تبريک امروز

بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون





-------------------------



امشب شب ما غرق گل و شادی و شوره

از جشن ستاره آسمون یه پارچه نوره

امشب خونه مون پر از طنین دلنوازه

تو کوچه پر از نوای دلنشین سازه

عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه

زندگیم با بودنت درست مثل بهشته

تو خونه سبد سبد گل های سرخ و میخک

عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

جشن تو جشن تولد تموم خوبی هاست

جشن تو شروع زیبای تموم شادی هاست

جشن تو طلوع یک روز مقدسه برام

وقت شکر گزاریه به سوی درگاه خداست

عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه

زندگیم با بودنت درست مثل بهشته

تو خونه سبد سبد گل های سرخ و میخک

عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

امشب تو ببین چه شور و حالی و صفایی

راستی که گل سرسبد محفل مایی

امشب رو لبا گل های خنده واسه ی توست

آرزوی ما بخت بلند در طالع توست

عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه

زندگیم با بودنت درست مثل بهشته

تو خونه سبد سبد گل های سرخ و میخک

عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

جشن تو جشن تولد تموم خوبی هاست

جشن تو شروع زیبای تموم شادی هاست

جشن تو طلوع یک روز مقدسه برام

وقت شکر گزاریه به سوی درگاه خداست

عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه

زندگیم با بودنت درست مثل بهشته

تو خونه سبد سبد گل های سرخ و میخک

عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک


-------------------------




امروز فقط روز توست،میخوام دنیا بدونه

برای جشن زیبات،می خونم عاشقونه

تو اومدی به دنیا،تو قلب من نشستی

خوش آمدی عزیزم که عشق من تو هستی

منم تا دنیا دنیاست،قدر تو رو می دونم

امروز تولد توست،از ته دل می خونم

تولدت مبارک،مبارک و مبارک






-------------------------



برای روز میلاد تن خود

من آشفته رو تنها نذاری

برای دیدن باغ نگاهت

میون پیکر شب ها نذاری

همه تنهایی ها با من رفیقن

منو در حسرت عشقت نذاری

برای روز میلاد تن خود

منو دور از دل و دیدت نذاری

دلم دلتنگه و مهر تو می خواد

دلم رو در پی غم ها نذاری

میام تنها توی قلبت می شینم

منو قلبت رو جایی جا نذاری

عزیزم جشن میلادت مبارک

منو اون سوی جشن دل نذاری





-------------------------



تولدت مبارک خوش اومدی سپيده

اگر چه از راه دور هیچ فایده نداره

برای سال بعدم از حالا بی امونم

هر چی تولد داری میخوام پیشت بمونم

میان و تبریک میگن تموم سیاره ها

امروز چراغونیه تو همه ی قصه ها

دریا به احترامت امروزو طوفانی نیست

مسافرا زود میان جاده ها طولانی نیست

خدا تو این روز خوب تورو به ما هدیه داد

همه مثل هم بودن یه فرشته فرستاد

اولین روز اومدی تابیدی جای خورشید

خدا گناهامونو به خاطر تو بخشید

یه سبد عشق اوردی از آسمونای دور

چه اسمی روت گذاشتن پر از شکوه و غرور

روز تولد تو کسی شکار نمیره

هیچ ماهیگیری حتی یه ماهی نمیگیره

همه قراره امروز مثل تو مهربون شن

باغا میخوان گل بدن برگا میخوان جوون شن

بادکنکای رنگی شمع و گل و فشفشه

الهی زنده باشی تا آخرو همیشه

می شینم و می شمرم بازم ستاره ها رو

به جون این تولد قسم میدم خدا رو

که سال دیگم امروز نشسته باشی پیشم

تولدت مبارک دوستت دارم عزيزم

تولدت پر از گل پر از شمع های روشن

کاش که تو این روز پاک یه کم باشی یاد من
-------------------------

آپیده شده درشنبه چهارم تیر 1390ساعت 15:49 توسط نازی|
سلام به همگی.خوبین؟

فکر نکنید که دوباره اوضاع راست و ریس شد و من دوباره میام آپ میکنم.نخیر.فقط یه سری نوشته تو کامپیتم داشتم گفتم اینجا بنویسمشون.چون میخوام پاکشون کنم.

مطالب هم موضوع خاصی نداره.طنز- عاشقونه... خلاصه درهمه.نظر هم یادتون نره


دختر ايراني ! : هرگز بيني هايشان عمل کرده نيست . - موهايشان خدادادي طلائي است و مادر زادي مش داره . - وقتي از کنار هم رد ميشن هرگز به هم چپ چپ نگاه نمي کنند. - تمام زيور آلاتشان طلاوجواهرات اصل است. - تا قبل از ازدواج هر گز ابروهايشان را بر نمي دارند. - بدون اجازه خانواده شان هيچ جا نميرن . - وقتي باهاشون دوست شدي هفته دوم بايد بري خواستگاري . - هميشه سر به زير هستن و به هيچ غريبه اي نگاه نمي کنند - ** قسمتي از سفرنامه ي پينوکيو به ايران

       * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

طرز تهيه مرد: براي تهيه اين عنصر بي مصرف بايد مقدار زيادي اسيد دروغگويي را با سولفات مكاري و اكسيد حقه بازي و سولفور كلك مخلوط ومقدار بسيار زيادي كلريد غرور بيجا و نيترات شرارت رابه اين تركيب اضافه و در اخر كافيست كمي بي كربنات هيزي و كلرات اعتماد بنفس كاذب را با خساست تركيب نماييد.. اين عنصر به صورت ول در محيط يافت ميشود

     * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

تو جاده پليس جلو يه ماشين رو مي گيره و ميگه چون از صبح اولين كسي هستي كه كمربند ايمني بستي برنده 58هزار تومن پول شدي. حالا مي خواي باهاش چيكار كني؟ مرد مي گه: مي رم گواهينامه مي گيرم . زنش سريع مي گه: جناب سروان اين وقتي اكس مي زنه پرت و پلا مي گه . بچشون از اون پشت مي گه: بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نكنيم؟ يه صدا از صندوق عقب مي ياد : از مرز رد شديم يا نه؟

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگهي ازدواج:آقايي هستم تحصيل کرده،زيبا،با موهاي مشکي،چشم هاي مشکي،اندامي مناسب ،،کاملا معاشرتي،داراي اپارتمان و ماشين اخرين مدل و با وضع مالي عالي،که حاضر به ازدواج با هيچ زني نيستم....فقط اگهي دادم دلتون بسوزه

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

bishtar az 2 3 sale ke ba ham boodim......kheili doostet dashtam.....asheght boodam!.....to az bagheye ham khoshgeltar boodi va ham ba kelas tar.....aslan ye chize dige boodi!....hich vaght oon roozhaye khoshe ba ham boodan yadam nemireh!.........oon mogheha ke lahze shomari mikardam ke to ro bebinam.......che ghad pishe doostam efe ba to boodan ro mizashtam va oona hasrate dashtane yeki mesle to ro mikhordan!.......vali ye chand vaghte ke dige vasam tekrari shodi!.........dige az dastet khaste shodam!..........rok behet begam: dige bahat hall nemikonam....dige chizee taze vasam nadari........mikham tasmimamo begiram.........are azizam!.....hame chi tamoom shod!......man to ro format mikonam va Windows Vista ro nasb mikonam

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دخترها مثل سيب هاي روي درخت هستند. بهترين هايشان در بالاترين نقطه درخت قرار دارند. پسرها نمي خواهند به بهترين ها برسند چون مي ترسند سقوط کنند و زخمي بشوند، بنابراين به سيب هاي پوسيده روي زمين که خوب نيستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا مي کنند. سيب هاي بالاي درخت فکر مي کنند مشکل ازآنهاست درحالي که آنها فوق العاده اند. آنها فقط بايد منتظر آمدن پسري بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بيايد

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

When a GIRL is quiet, Millions of things are running in her mind. When a GIRL is not arguing,She is thinking deeply. When a GIRL looks at u with eyes full of questions, She is wondering how long you will be around. When a GIRL answers "i'm fine" after a few seconds, She is not at all fine. When a GIRL stares at you, She is wondering why you are lying. When a GIRL says I love you, She means it. When a GIRL says "i miss you", No one in this world can miss you more than her. Send this to everyone in ur list or u will have bad luck in ur love...., if u have love 4 some 1 copy n send this..
  

      * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم / با خیال او ولی تنهای تنها میروم
در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی / شاید او حتی بگوید لایق من نیستی
مینویسم من که عمری با خیالت زیستم / گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم

             * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چیه چیزی شده ؟ چرا ساکتی ؟ / دوس داری بنزین بزنی با کارت کی ؟شنیدم بنزین شده ۷۰۰ به تازگی ! / بنزینتو تقسیم نکنی با یکی میگی که رو کارت بنزینش حساسی ! / روش داری عقاید خیلی شیک و وسواسی اونقده اونو میخوای که اگه لیتری ۱۰۰ بنزین بدم بهت منو نشناسی   

                          * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زندگي به من آموخت چگونه اشک بر يزم ...

اما اشک به من نياموخت چگونه زندگي کنم ...

زندگي به من آموخت درد و رنج چيست ...

ولي به من نياموخت چگونه تحملش کنم ...

زندگي به من آموخت بي صدا گر يستن را ...

پس تا هست زندگي بايد کرد ...

تا عشق هست ... عاشقي بايد کرد

تا دوستي هست ... دوست بايد داشت

تا دل هست ... بايد باخت

تا اشک هست ... بايد ر يخت

تا لب هست ... بوسه بايد زد

تا بوسه هست ... بايد زد

تا معشوق هست ... عاشق بايد بود

تا شب هست ... بيدار بايد بود

تا هستي ... بايد بود

           * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آپیده شده درشنبه چهارم تیر 1390ساعت 15:19 توسط نازی|
تنها امید من که ناامیده

امید من دوباره ته کشیده

لحظه به لحظه فکر ناامیدی

این لحظات امونمو بریده

اون که میگفت با دستای دل من

از قفس بی کسی آزاد شد

چی شد که با گریه ی من شاد شد

با شبنم اشک من آباد شد

از وقتی رفت یه روز خوش ندیدم

خواستم دلم یه گوشه ای بمیره

خسته شدم چه انتظار سختی

یکی بیاد جون منو بگیره

قلب من از تپیدنش خسته شد

نبضم باضربه های معکوس مرد

قلب من از خستگی خوابش گرفت

این دل ناامید و مأیوس مرد

...

                                                                            ضربه های معکوس(آهنگ محسن یگانه)

 

آپیده شده درسه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 15:53 توسط نازی|
سلام به همگی رفقای گل

اینروزا من اوضاع درست و حسابی ندارم.کلا اعصابم حسابی خط خطی شده و دلم خیلی گرفته و شبی نشده که بدون گریه بخوابم.دارم افسرده میشم

چون مصرف اینترنتم یکم زیاد شده(البته از نظر خونوادم) سیم اینترنتو برمیدارن که نرم تو نت. منم دیگه حوصله ندارم منت بکشم یا منتظر یه فرصت باشم که میام نت.دیگه خسته شدم

به خاطر همین تا یه مدتی باهاتون خدافظی میکنم.دیگه نمیام نت.میخوام ببینم بازم گیر میدن بهم یا نه.به خدا دیگه دارم دیوونه میشم از ...

از همه ی کسایی که نظر گذاشتن ممنون.اگه دوست داشتین نظر بذارین اگه وقت شد یه موقعیتی پیش اومد میخونمشون.

از نسیم جون هم ممنون که نظر گذاشت.دوست خوبیه

دیگه کاری ندارم فقط واسم دعا کنید

خدافظ

 

آپیده شده دریکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 15:29 توسط نازی|
 

درد

درون سینه آهی سرد دارم

                                         رخی پژمرده رنگی زرد دارم

ندانم عاشقم مستم چه هستم

                                        همی دانم دلی پر درد دارم


 تنها

کسی مانند من تنها نماند

                                         به راه زندگانی وا نماند

خدا را در قفای کاروان ها

                                         غریبی در بیابان جا نماند


 گرفتار

لب خشکم ببین چشم ترم را

                                         بیا از باده پر کن ساغرم را

دلم در تنگنای این قفس مرد

                                        رسید آن دم که بگشایی پرم را


 آغوش

 

برای چشم خاموشت بمیرم

                              کنار چشمه ی نوشت بمیرم

نمیخواهم در آغوشت بگیرم

                            که میخواهم در آغوشت بمیرم


آپیده شده درجمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 16:38 توسط نازی|

یکی دیوانه ای آتش برافروخت

                       در آن هنگامه جان خویش را سوخت

همه خاکسترش را باد می برد

                      وجودش را جهان از یاد میبرد

تو همچون آتشی ای عشق جانسوز

                      من آن دیوانه مرد آتش افروز

من آن دیوانه ی آتش پرستم

                      در این آتش خوشم تا زنده هستم

بزن آتش به عود استخوانم

                       که بوی عشق خیزد ز جانم

خوشم با این چنین دیوانگی ها

                       که میخندم به آن فرزانگی ها

به غیر از مردن و از یاد رفتن

                        غباری گشتن و بر باد رفتن

در این عالم سرانجامی نداریم

                        چه فرجامی؟که فرجامی نداریم

لهیبی هم چو آهٍ تیره روزان

                        بساز ای عشق و جانم را بسوزان

بیا آتش بزن،خاکسترم کن

                     مسم در بوته ی هستی زرم کن

 

                                              دیوانه( فریدون مشیری)

 

آپیده شده درچهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 15:52 توسط نازی|
عذاب( محسن یگانه)

حالا که امید بودن تو در کنارم داره می میره
منم و گریه ممتد نصف شبم دوباره دلم می گیره
حالا که نیستی و بغض گلومو گرفته چه جوری بشکنمش
بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی اونقده دلگیره، که داره از غصه می میره

عذابم میده این جای، خالی زجرم میده این خاطراتو،
فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده این جای خالی، زجرم میده این خاطراتو،
فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده

منمو این جای خالی که بی تو هیچوقت پر نمیشه
منمو این عکس کهنه که از گریه ام دلخور نمیشه
منمو این حالو روزی که بی تو تعریفی نداره
منمو این جسم توخالی که بی تو هی کم میاره

عذابم میده این جای خالی، زجرم میده این خاطراتو،
فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده این جای خالی، زجرم میده این خاطراتو،
فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده

من خوابتو می بینم میگم شاید وقتش رسیده…
بی خوابی می شینه توی چشمام مهلت نمی ده
دوباره هیشکی تو شعرام حرفی واسه گفتن نداره
دوباره نیستی و بغض گلومو می گیره باز کم میارم
حالا که امید بودن تو در کنارم داره می میره
منم و گریه ممتد نصف شبم دوباره دلم می گیره

آپیده شده درچهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 15:39 توسط نازی|
آهنگ دو راهی( محسن یگانه)

بیا برگردیم اون روزا
ما که همدیگرو داریم
کی گفته آخره خطیم
کی گفته آخره کاریم

تو دستاتو تکون میدی
همینجا آخره راهه
داریم از هم جدا میشیم
داریم میریم تو بیراهه
میترسیدم از امروزی که
تو قلبه کسی جا شی
دارم فرداتو میبینم
محاله با کسی باشی

داری از اول جاده
دو راهی رو نشون میدی
از این لحظه جدا میشیم
تو دستاتو تکون میدی
حالا من موندمو سایم
که از تنهایی بغ کرده
منو این لحظه ی پایان
که دنیامو قرق کرده

تو دستاتو تکون میدی
همین جا آخره راهه
داریم از هم جدا میشیم
داریم میریم تو بیراهه
میترسیدم از امروزی که
تو قلبه کسی جا شی
دارم فرداتو میبینم
محاله با کسی باشی

تو دستاتو تکون میدی
همینجا آخره راهه

آپیده شده درچهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 15:36 توسط نازی|

سیه چشمی به کار عشق استاد

                                                به من درس محبت یاد می داد

مرا از یاد برد آخر ولی من

                                               به جز او عالمی را بردم از یاد

 


 

گناهی ندارم ولی قسمت اینه

                                             که چشمای کورم به راهت بشینه

 

 

 


 

آپیده شده درسه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 15:52 توسط نازی|

سلام به همگی

راستی نامردا مگه نگفته بودم نظرتونو درباره ی من بگید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خب بگید دیگه

از کسایی هم که نظر گذاشتن یه دنیا ممنون

داغونه داغونم. دلم خیییییییییییلی پره.از همه ی آدما.

وبلاگ هم چیزه خوبیه هااااااااا! آدم میتونه خودشو خالی کنه.به جای اینکه توی کاغذ بنویسه تو وب مینویسه.

یه قسمت از آهنگ محسن یگانه رو این پایین نوشتم.آهنگای یگانه رو خیلی دوست دارم

 

تو خواب و خیالم همش فکر اینم

که دستاتو بازم تو دستام ببینم

ولی حیف از این خواب پریدم که بازم

با چشمای کورم به راهت بشینم

...

دوووووووووووووووووست دارم فقط بشینم گریه کنم.نمیدونم دلیلشو میدونم یا نه.ولی دلم میخواد گریه کنم و خالی بشم.

خدا لعنت کنه.....رو

افسرده شدم حسابی.از پریسال اینجوری شدم.با اینگه میگم میخوندم و توی این وب چیزای خنده دار مینویسم و تو کاره طنزم ، ولی از درون افسردم. دارم کلافه میشم. دارم دیوونه میشم. یکی بیاد منو نجات بده.حالا هم که یکی پیدا شده و میخواد کمکم کنه، بقیه نمیذارن دو کلمه باهم بحرفیم.آخه این انصافه؟؟ بخدا ظلمه در حق من

هی روزگار!!!!!!

این یکی هم مازیار فلاحی خونده

 

از وقتی رفتی تا حالا

                                         دلم میگیره بی هوا

فکر میکنم از اون بالا

                                         ابر می باره به حال

 

از وقتی رفتی روز وشب

                                          همش تو فکرم که چرا

اومد سراغمون غمو

                                          شد دلامون ماتم سرا

 

 

ای کاش فردا هیچوقت تموم نشه. چون دیگه نمیتونم بهترین دوستم رو ببینم. فردا آخرین دیدار منو دوستمه و دوباره اولین دیدارمون میشه اول مهر.3ماه نمیبینمش ...

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

ادامه دارد ...

آپیده شده درسه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 15:39 توسط نازی|
دلاشبهانمی نالی به زاری

                                سرراحت به بالین می گذاری

توصاحب درد بودی ناله سرکن

                               خبر از دردبی دردی نداری

بنال ای دل که رنجت شادمانی است

                                 بمیر ای دل که مرگت زندگانی است

مبادآندم که چنگ نغمه سازت

                                  ز دردی برنیانگیزد نوایی

مباد آندم که عود تار و پودت

                                    نسوزد در هوای آشنایی

دلی خواهم که ازاو درد خیزد

                                     بسوزد عشق ورزد اشک ریزد

به فریادی سکوت جانگزارا

                                     به هم زن در دل شب ،های وهوکن

وگریارای فریادت نمانده است

                                     چو مینا گریه پنهان درگلو کن

صفای خاطردل ها ز درد است

                                       دل بی درد همچون گور سرد است...


                                                                                  
شعرسکوت (فریدون مشیری)

آپیده شده درسه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 15:2 توسط نازی|
سلاااااااااام به همه رفقای گل

چه خبرا؟ چی کارا میکنید؟

من که دارم درس میخونم!!!!!!!!!!(الکی!!) امتحاناتم شروع شده و۷ تاشون رو دادم.

میخوام ازتون نظر سنجی کنم.نه در مورد وبلاگ.در موردم خودم.حتما بعضی

 از مطالب وب رو خوندین.شاید هم نخوندین.میخوام بدونم شما در مورد

شخصیت من چه جور فکری میکنید؟ اخلاق من چه حوری؟دختر

شادیم؟افسردم؟خوبم؟بدم؟ کلا نظرتون رو درباره ی من بگید.

بعدش میخوام یه آپی بکنم که تا حالا نکردم...

پس یادتون نره نظرتون رو درباره ی من بگید

دعا کیند امتحاناتم خوب بشه و معدلم بالای ۱۸ بشه.وگرنه اگه از۱۸ کمتر شد....... هو الباقی. باید واسم فاتحه بخونید

خب دیگه

راستی لطفا نظر خصوصی نذارین.این هزاربار.عمویی!!! بذارین بقیه ی ملت هم فیض ببرن از نظراتون.

بااااااااااااااااااااای

                         تااااااااااااااااااااااااا

                                                        هااااااااااااااااااااااااای

آپیده شده درجمعه سی ام اردیبهشت 1390ساعت 16:23 توسط نازی|
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام به همه ی رفقا

چه طورین؟

خوبین؟

آفرین که خوبین.باریک

امروز اگه گفتین چندمه؟

 

.

.

.

.

.

..

..

..

..

.

..

۲۸اردیبهشت

خب حالا چه روزیه؟

.

..

.

.

..

..

.

..

.

..

.

.

.

.

.

.

.

تولد وبلاگه.گوگولی مگولی جونگولی فینگیلی منگولی جوگول موگول فینگول مینگول .....

وبم یک سالش میشه

بای

آپیده شده درچهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 14:43 توسط نازی|
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام به همه ی رفقای گللللللللللللللللللللم

 

امروووووووووز تولدمه

 

کیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی

 

ساعت۱۱ و نیم به دنیا اومدم

 

اولین هدیه هم خواهر گللللللللللللللللم بهم داد

شما هم بیایین تبریک بگید که دلم خوش بشه

 

                    

 

                                                      

 

 

اینم کیک تولد(الکی.کیک تولدم کجا بود.نه کیکی نه کشکی نه مشتی

 

نه............!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)


 

وااااااااااااااااااااااااااااااای امتحاناتم شروع شد.دوشنبه اولین امتحانمه.زیست

                                               

   از بس درس خوندم اینجوری شدم

                                                       


 خب دیگه تبریک یادتون نره

 

باید برم پی زندگی و درس و بدبختی و ......

 

بااااااااااااااااااااای   تااااااااااااااااااااا    هااااااااااااااااااااااااااای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

آپیده شده درپنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 13:34 توسط نازی|


قالب وبلاگ Ainaz